اشعار مریم حیدرزاده برای شکست عشقی

اشعار مریم حیدرزاده

اشعار مریم حیدرزاده کوتاه شعر دوستت دارم من میگم مثل هیچکس برای پروفایل یادته دیوان اشعار دکلمه دلتنگی نامه های مریم حیدرزاده

در این مطلب گزیده ای از اشعار عاشقانه کوتاه و بسیار زیبای مریم حیدرزاده را آماده کرده ایم. این شاعره پر طرفدار کشورمان متولد بیست و نهم آبان ماه هزار و سیصد و پنجاه و شش است و علاوه بر سرودن شعر هنرهای دیگری هم دارد. از هنرهای دیگر مریم حیدرزاده می توان به نویسندگی، نقاشی و ترانه سرایی اشاره کرد که همانطور که مطمئنا می دانید خواننده های سرشناسی از اشعار این شاعره در آهنگ های خود استفاده کرده اند. بیشترین شهرت مریم حیدرزاده به این دلیل است که شعرهایش را با زبان عامیانه می سراید و به همین دلیل اکثر مردم می توانند با شعرهایش رابطه برقرار کنند، برای مطالعه این متن های زیبا در ادامه با سایت چی شی همراه باشید.

اشعار مریم حیدرزاده

تاریخ می سازد

جُغرافیای تو

اَشکت برای من

قلبم برای تو

اشعار خاص و بسیار زیبا

عشقت مرا تسخیر خواهد کرد

هر ماه من را تیر خواهد کرد

وقتی بگویی عاشقم هستی

حال جهان تغییر خواهد کرد

مریم حیدرزاده , عکس مریم حیدرزاده , اشعار مریم حیدرزاده

شعر مریم حیدرزاده

تو قهوه ات را تلخ می نوشی

این زندگی با عشق شیرین ست

باید همیشه یک نفر باشد

دنیا بدون عشق غمگین ست

اشعار عاشقانه مریم حیدرزاده

تازگیا ، دوری چقدر

ساکت و مغروری چقد

چه کم باهام حرف می زنی

راس راسی مجبوری چقدر

بی وفا انصافت کجاس

رفتن و نازت مال ماس

جملات عاشقانه مریم حیدرزاده

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

شعرای زیبای مریم حیدرزاده

آرامش چشمان تو مانند ندارد

بی عشق، جهان، جرأت لبخند ندارد

آن قدر که دل میبری و جاذبه داری

این قرن، شبیه تو هنرمند ندارد

شعر کوتاه مریم حیدرزاده

عشق تو کودتا، چشم تو روشنی ست

منهای تو، جهان، باورنکردنی ست

هر وقت می روی حال مرا نپرس

حالم بدون تو، دردی نگفتنی ست

شعر مریم حیدرزاده برای پروفایل

چشم تو از کهکشان راه شیری هم سر است

پیش چشمان تو یاس و ناز و مریم پرپر است

من نمی دانم چه رازی بین عشق و اسم توست

اسم تو از هرچه زیبا دیده ام زیباتر است

بهترین اشعار مریم حیدرزاده

شب مهتابه و چشمام بازم از یاد تو خیسه

دیگه عادت شده با بغض واسه ی تو مینویسه

کاش می فهمیدی که قلبم خونه آرزوهات بود

یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود

زیباترین شعرهای مریم حیدرزاده

اگه تو از پیشم بری سر به بیابون می ذارم

هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم

اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه

یه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه

اشعار ناب مریم حیدرزاده

وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی

قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزا رو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

شعر غمگین مریم حیدرزاده

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم

از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم

فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز

نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز ؟

ناب ترین اشعار مریم حیدرزاده

از نبض درین قلب شکسته اثری نیست

می گردم و افسوس که از تو خبری نیست

خوشبختی و لبخند، فقط پاسخ صبرست

وقتی که صبوری، خبر از دردسری نیست

دیوان اشعار مریم حیدرزاده

یادمه اولین روز گونه هامو تر کردید

وقتی دیدید دیوونه ام حرفامو باور کردید

خیالتون راحت شد که بی شما میمیرم

محبتو از اون وقت کمتر و کمتر کردید

گفته بودید با منید ٬ حتی اگه نباشم

کلاغ خبر میاورد شبو با کی سر کردید

گزیده اشعار مریم حیدرزاده

دلی که داده ای به من از یاد برده ای

گفتی ز باغ پنجره هجرت نمی کنی

بیمار عشق توست پرستوی روح من

از این مریض خسته عیادت نمی کنی

گلچین اشعار مریم حیدرزاده

اجازه میدی که بگم حرف ترانه هام تویی ؟

دلیل زنده بودنم ٬ درد بهانه هام تویی ؟

اجازه میدی که شبا همش بیام تو خواب تو ؟

اون عکسی که با هم داریم جا بدمش تو قاب تو ؟

اشعار خاص مریم

پاییز و عشق و عطر بارانی

در قلب من فرمانروایی کن

رد شو ازین تاریخ و جغرافی

راحت بیا کشورگشایی کن


شعر بابا افضل کاشانی در بانوی عمارت , اشعار بابا افضل کاشی

درباره امام علی (ع)

در عین علی، هو العلی الاعلی ست

در لام علی، سّر الاهی پیداست

دریای علی سورهٔ حی قیوم

برخوان و ببین که اسم اعظم آن جاست

اشعار بابا افضل کاشانی

وی جملهٔ خلق را ز بالا و ز پست

آورده به فضل خویش از نیست به هست

بر درگه عدل تو چه درویش و چه شاه

در خانهٔ عفو تو چه هشیار و چه مست

اگر به اشعار بابا افضل کاشانی علاقمند هستید توصیه می کنیم مطلب ( اشعار بابا افضل کاشانی شاعر و عارف بزرگ ایرانی ) را مطالعه نمایید.

شعر ظلمت از فروغ فرخزاد

چه گریزیت ز من؟
چه شتابیت به راه؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریک پناه؟
مرمرین پلهء آن غرفه عاج
ای دریغا که ز ما بس دور است
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کورست
نه چراغیست در آن پایان
هر چه از دور نمایانست
شاید آن نقطهء نورانی

ادامه این شعر بسیار زیبا از فروغ فرخزاد را در این مطلب ( شعر ظلمت از فروغ فرخزاد  ) مطالعه نمایید.

اشعار سعدی گلستان سعدی برای پروفایل اخرین شعر غزلیات در وصف دوست با معنی شعر کوتاه از سعدی درباره خدا تفسیر شعر شاد گنجور عرفانی hauhv sund

اشعار زیبای سعدی
دانی چه می‌رود به سر ما ز دست تو

تا خود به پای خویش بیایی و بنگری

بازآی کز صبوری و دوری بسوختیم

ای غایب از نظر که به معنی برابری

 
 
 
اشعار رفاقتی سعدی
گر خونِ تازه می‌رود از ریشِ اهلِ دل

دیدارِ دوستان که ببینند مرهم است

دنیا خوش است و مال عزیز است و تَن شریف

لیکن رفیق بر همه چیزی مُقدّم است

 
 
اشعار با معنی سعدی
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی

زنهار بد مکن که نکردست عاقلی

این پنج روزه مهلت ایام آدمی

آزار مردمان نکند جز مغفلی

باری نظر به خاک عزیزان رفته کن

تا مجمل وجود ببینی مفصلی

 

خوب این هم از اخرین شاعری که امروز معرفی می کنیمف سعدی بزرگ که نیازی به تعریف و تمجید ندار. گزیده اشعار این شاعر بزرگ را در این مطلب ( اشعار سعدی از بوستان و گلستان سعدی برای پروفایل ) مطالعه نمایید.

نظرات